روستای پارچ / بهشهر / مازندران

سایتها و وبلاگهای روستای پارچ

شهرستان بهشهر – استان مازندران

http://www.bazgom.blogfa.com/

بازگم (bazgom) نام یکی از چشمه های روستای پارچ است که در کرانه جنگلی شرق روستا به سمت روستای شیلر واقع شده واز دیرباز بطور هفتگی دچار طغیان وخروج آب
پرحجم می شود.

از امور رایج درمعرفی یک گستره جغرافیایی، اشاره به پیشینه تاریخی آن است. نمی توان از تاریخ کشور، منطقه، شهرو روستایی سخن گفت و از مفاخرآن نام نبرد. حتی در بسیاری از کشورها که سابقه ای در هجمه دشمن خارجی نداشته و کسی در دفاع از کیانشان جان نداده است، یادمان سرباز گمنام بنا می کنند که مستمرا از سوی مردم و میهمانان مورد ادای احترام قرارمی گیرد.

موافقین و مخالفین منصف "انقلاب"و"جنگ ایران وعراق"هرچه در دفاع یا نقد انقلاب و جنگ گفته اند، نتوانسته اند بدون تکریم وتعظیم ازکنار پاکبازی ها وجانفشانی های خیل عظیم  فرزندان میهن و پاره های دل ملت درعرصه های خطر انقلاب و جنگ عبورنمایند.

 این سطوردیباچه ای بود برای اشاره به افتخار تقدیم ده شهید ازروستای کوچک پارچ که نام اولین شهید انقلاب اسلامی درشهرستان بهشهر(شهیداسماعیل قلندری) نیز بر تارک آن می درخشد.

شهیدان جاوید

اسماعیل قلنــــدری               محمد حسین قلندری

علـی قلنــــــــــدری               گلمحمــــــد قلنــدری

محمد جان قلنـدری               رمضان قلنــــــــدری

قربانعلی قلنــــدری                صفرعلـــــــی نوری

غلامحسین تیرگری              علیرضا محمــــــــدی

یادهمه ی آن ها به ویژه شهید حجت الاسلام علیرضا محمدی را گرامی می داریم. امید که درآینده بتوان بیشتر به بزرگداشت یاد و نامشان پرداخت.

آن فروریختـــه گل های پریشان در باد                           کزمی باغ شهادت همه مدهوشانند

نامشان زمزمه ی نیمه شب مستان باد                           تا نگـــــویند که از یاد فراموشانـند

تاریخچه هزارجریب

هزارجریب نامی است که از دیرباز تاکنون به منطقه ای مشتمل بر مناطق کوهستانی شهرستان های بهشهر، نکاء، ساری، و شرق سوادکوه در استان مازندران و قسمتی از ناحیه کوهستانی شهرستان های سمنان و دامغان اطلاق می شود.

هزارجریب بهشهر بخشی از هزارجریب بزرگ است که در جنوب و جنوب شرقی شهرستان بهشهر قرار دارد.

هزارجریب بهشهر به عنوان قسمتی از منطقه کوهستانی البرز، دارای روستاهای پراکنده و کوچک است که علی رغم امکانات و پتانسیلهای غنی اعم از معادنجنگل انبوه- آب فراوان و … ولی به علل ضعف مدیریت و ساختار برنامه ریزی، نه تنها قادر به جذب جمعیت نمی باشد بلکه جمعیت خود را از دست می دهد.

منطقه هزارجریب بهشهر در تقسیمات سیاسی کشوری، تقریبا منطبق بر بخش یانه سر می باشد.بخش یانه سر در جنوب شرقی شهرستان بهشهر، بین سه استان مازندران- گلستان- سمنان قرار دارد. مساحت آن در حدود ۷۶۳ کیلومتر مربع و جمعیت آن طبق سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵ برابر با ۱۱۸۸۸ نفر است.این بخش به مرکزیت روستای بیشه بنه، مشتمل بر دو دهستان و۶۸ روستا می باشد.از خصوصیات بارز این منطقه کوهستانی، تراکم اندک جمعیت و فراوانی منابع طبیعی از جمله آب، خاک، زمین و… است لیکن به دلایل گوناگون توانمندی های محیطی آن مورد بهره برداری قرار نگرفته و استعداد های بالقوه آن به بالفعل تبدیل نشده است.

در بعضی از کتب تاریخی،این سرزمین در سال های ۸۹ قبل از هجرت تا ۷۵۰ هجری به مدت ۸۴۴ سال پایتخت باوندیان یا آل باوند بود.چندین گورستان گبری و هرمزد پرستی در مناطق هزارجریب وجود دارد که قدمت تاریخ این سرزمین را تا قبل از اسلام می رساند.در تاریخ آمده است،سال ۲۵۰ هجری قمری مردم این سرزمین به دین اسلام و تشیع علوی مشرف شدند.

پیشینه منطقه هزارجریب:

هزارجریب در قبل از اسلام:در منابع تاریخی سده های پیش از اسلام آمده است، خسرو انوشیروان(پادشاه ساسانی) از جنگ هیاتله به کمک اولاد سوخرا فاتح درآمد.لذا انوشیروان ولایت متعدد از جمله هزارجریب را به قارون پسر سوخرا داد در مراحل بعد وی برای نظم طبرستان هر موضعی را به رئیسی سپرد.این افراد در حدود فرمانروایی خود مسلط و گاهی به طور مستقل تشکیل فرمانروایی می دادند.

 هزارجریب در بعد از اسلام:احمد بن یحیی بلاذری (متوفی به سال۲۷۹ ه ق) در فتوح البلدان،طبرستان را به هشت بخش نوشته که یکی از آنها شامل مناطق "برشواجر"(بعد ها به صورت "پتشخوارگر"که مشتمل بر منطقه هزارجریب و سایر مناطق کوهستانی البرز) می باشد.

 سابقه حکومتی منطقه هزارجریب: هزارجریب در زمان اشکانیان که پایتخت آنها شهر صد دروازه (دامغان کنونی) بوده،به جهت مجاورت با منطقه کوهستانی هزارجریب،مورد توجه قرار گرفته است.شاهان اشکانی برای شکار و تنوع حتی گاهی شش ماه از سال در این منطقه به سر می بردند،به واسطه معاشرت و اختلاط مردم ها و طبریها و پارتها در خلق و زبان آنها تغییراتی حاصل گردید.

 در زمان مازیار،قارن که پسر اسپهبد قارن دوم از دودمان سوخرائیان بوده،چون پدر مازیار مورد تکریم و احترام مامون قرار گرفت،مورد خشم پادشاه هزارجریب (اسپهبد شهریار یکم از دودمان باوندیان) واقع شده و قسمتی از قلمرو پدر مازیار را ضمیمه هزارجریب نمود.مازیار پس از مرگ پدر به بغداد نزد مامون رفت و اسلام آورد.چون پدر مازیار در جنگ با رومیان دلاوری بسیار نمود،مامون مازیار را مورد نوازش قرار داده و در همین حال اسپهبد شهریار یکم باوند در فریم هزارجریب در گذشت.پسرش شاهپور به جانشینی وی برخاست.شاهپور مردی بدخو و ستمگر بود و مردم از او ناراضی بودند و نمایندگانی از کهستان هزارجریب به بغداد رفته و بنای شکایت از شاهپور را گذاشتند و خلیفه به صلاحدید مشاوران خود مازیار را به سمت نائب الخلیفه در کوهستانات طبرستان منصوب کرد.در زمان معتصم (خلیفه عباسی) لشکریانی جهت سرکوبی مازیار به منطقه طبرستان اعزام گردیدند.مازیار برای دفاع در مقابل لشکریان خلفای بنی عباس،سپاهیان خود را در قسمت های مختلف از جمله هزارجریب تقسیم نمود.

 مهمترین سلسله حکومتی هزارجریب خاندان باوندیان یا آل باوند بود که به مدت ۸۴۴ سال (سال ۹۴ قبل از هجرت تا سال ۷۵۰ بعد از هجرت)حکومت کردند و پایتخت آنها زمانی در فریم و زمانی در ساری بوده است.

 منبع:http://1000jarib.com  بااندکی تلخیص

مطالب مرتبط

۵ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    پارچ روستایی است از دهستان عشرستاق هزار جریب بهشهر .پارچ از دو واژه ی \”پات \”و\”رئوچه \”گرفته شده است .پات در زبان اوستایی و فارسی باستان به معنی نگهداشته و نگاهبانی کرده محفوظ شده و حمایت شده .اما رئوچه در اوستایی به معنی رو شنایی است . پات رئو چه در اثر سایش زبانی درطول زمان به پارچ تغییر و تخفیف یافت .بنا بر این پارچ به معنی حفظ و نگهداری کنندگان روشنایی (شاید منظور آتشکده باشد ).و می تواند بیانگر پیروان آیین میترایی باشد .البته ممکن است نظراتی دیگری هم وجود داشته باشد .
    *****************
    با تشکر فراوان از آقای پوریانی عزیز بابت ارائه این اطلاعات
    مدیریت سایت – عسکری

  2. ناشناس گفت:

    دریغ از فراموشی لاله ها ؛یاد آن روز های باران زای رویش و شکفتن به خیر که یاران ،باران تلاوت می کردند و آفتاب می نوشیدند.روز هایی که در مزرعه ی دل ،قامت بلند اخلاص تزیین می شد .یاد آن روز ها بخیر که مستان ،مسافران جاده ی خون ،در قرار گاه میستان ،رقصان ،آسمانی شدند .روز هایی که در هجوم تگرک زخم های مقدس ،دامن دامن ستاره می چیدیم .روز هایی که به تزویر شناسنامه نمی دادند .مقام و عنوان ،اخراجی مدرسه ی جبهه بود.روز هایی که خنجر قدرت ،زنگ زده بود .استخر دروغ شناگر نداشت .تنور محبت داغ داغ بود کسی فاصله نمی کاشت تانفرت درو کند .قسمت خیابان ،عصمت بود .باغ عاطفه میوه ی پوسیده نمی داد.کسی برای ادراک آسمان ،زمین را گم نمی کرد .سلام ها کال و ترک خورده نبود .واکسن های تبعیض،کمیاب بود .بیاییم برای تکثیر لبخند ها ،بی تاب باشیم .دوباره به رنگ آمیزی وجدان ها اقدام کنیم .بیاییم زیر فواره های تواضع خیس خیس شویم .بیا تا قدر یکدیگر بدانیم …

  3. ناشناس گفت:

    در باره ی یاد واره ی شهدای روستای پارچ اطلاع رسانی شودتا بستر های لازم برای نقد و نظر فراهم آید .اولین تجربه نیازمند همفکری و همیاری و مشارکت بیشتری است .

  4. ناشناس گفت:

    کوچه چون بوی گل و ریحان گرفت/ دل به شوق یاد واره جان گرفت
    نرم نرمک ،یاد واره پیش رو /عکس این گلهای عاشق روبرو
    می کنم من با شهیدان گفت و گو /در کتاب خاطراتش جست و جو
    یاد آن یاران بارانی بخیر / همنفس با نور ایمانی بخیر
    یاد آن مستان بستان بلا / در طریقت هم به دردی مبتلا
    یاد آن شیران دشت تشنگی / فارغ از زرق و ریا وابستگی
    انتشار روشنی اعجازشان /بال های عاشقی پروازشان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *