شرح مفصل حادثه / زمین لرزه بزرگ بندپی

شرح مفصل حادثه / زمین لرزه بزرگ سال ۱۳۳۶ بندپی / بابل

بزرگترین حادثه غیر مترقبه ۱۰۰ سال گذشته منطقه بندپی،حادثه ی مهیب و خسارت بار زلزله است که در تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۳۳۶ در روستاهای ییلاقی و کوهستان های بندپی رخ داده و تلفات جانی و مالی بسیار زیادی به بار آورد. + مصاحبه اختصاصی با حاج علی اکبر کیانی (مسئول ایل فیروزجاه و رسیدگی به زلزله زدگان در آن سال)

 

 

این زلزله خسارت های بسیار زیادی را به مناطق بالادست بندپی زد که بیشترین خسارت های آن متوجه روستاهای نشل ، گریوده ، ورزنه و … بوده است.

 

علاوه بر ییلاق های بندپی ، در مناطقی از آمل و سوادکوه که از طرف ییلاق ها به بندپی متصل می باشند ، این زلزله خسارت هایی را وارد آورد و موجب تلفات جانی و مالی بسیار زیادی در سطح این مناطق شده که در چند روستا تلفات سنگینی را در بر داشت.

 

 

خلاصه : 

 

حاج علی اکبر کیانی حاجی، یکی از شاهدان عینی این حادثه در یادداشت‌های خود می‌نویسد: زلزله ساعت چهار و نیم صبح در شمال ایران مخصوصاَ در قسمت کوهستان نزدیک به دماوند و اطراف آن به وجود آمد و ییلاقات بندپی و آلاشت سواد کوه و دور و اطراف آن به کلی منهدم شد. تلفات جانی و خسارات مالی زیاد به بار آورد. در آن زمان ریاست و سرپرستی ایل فیروزجاه را داشتم و مسئولیت کارهای عمومی آن با من بود. بنده هم آن چه وظیفه‌ ام بود انجام می‌ دادم. به شیر و خورشید سرخ ایران متواتر نامه نوشتم و به مسئولین دیگر هم اطلاع دادم. این حادثه بزگترین حادثه زمان ما بود که طبیعت چنین بلایی را بر سر مردم آورد.

 

کمک‌های اولیه و دفن اجساد به قدر ممکن وعرف در روستاها انجام دادیم و در روستاهای دور دست خود اهالی همت کردند و عمل خاک سپاری انجام شد و مکاتباتی با دوایر دولتی و شیر و خورشید سرخ ایران کردیم.

 

» خسارات مالی این زلزله به مرور جبران شد لکن ییلاقات به صورت متروکه در آمد چون در دهات و قصبات جاده اتومبیل رو وجود نداشت فقط جاده منحصر به شهرستانها بود همه خدمات می بایست به وسیله اسب وقاطر انجام می گرفت که بیشتر ساکنین قدرت و توان آن را نداشتند «.

 

 

توجه : 

 

برای آشنایی بیشتر و بهتر شما ، تیم مدیریت سایت بندپی طی یک مصاحبه ای صبح روز جمعه ۱۱ بهمن ۹۲ مهمان آقای حاج علی اکبر کیانی حاجی (مسئول و سرپرست ایل فیروزجاه و مسئول رسیدگی به زلزله زدگان بندپی در آن روزها) ، فرزند عیسی خان نایب و نوه حاج باباخان سلطان (از بزرگان و رئیس ایل فیروزجاه در زمان های گذشته) بوده تا خاطره ای از ایشان را در مورد این واقعه تاریخی نقل کنیم و همچنین نوشته های ما با منابع بهتر و دقیق تری باشد.

 

" با تمام احترام و به پاس حرمت قلم ، در صورت انتشار این مقاله در پایگاه های دیگر یا مقالات دانشجویی ، نام منبع اصلی این مقاله ( سایت بندپی ) را فراموش نکنید. "

 

 

حاج علی اکبر کیانی حاجی ( مسئول ایل فیروزجاه در زلزله سال ۱۳۳۶ ) – جمعه ۱۱ بهمن ۹۲ در مصاحبه سایت بندپی

 

گفته ها و دست نوشته های آقای علی اکبر کیانی حاجی :

 

بزرگترین حادثه و رویداد غیر مترقبه که در زمان ما به یاد داریم زلزله بزرگی در تاریخ دوازدهم تیرماه سال یکهزار و سیصد و سی شش شمسی است که در ساعت چهار و نیم صبح رخ داده است که شرحش بسیار مفصل است فهرست وار و خلاصه به شرح آن می پردازم.

 

این زلزله عظیم در ییلاقات بندپی و آمل و سوادکوه موجب تلفات جانی و مالی زیادی شده است که در هر روستا پنج نفر ده نفر کمتر و بیشتر تلفات بسیار سنگینی دربرداشت.

 

 

در روستای انیجدان اینجانب علی اکبر کیانی و مرحوم میرزا علی آقا کاظمی و عده از فامیل ها رفتیم عده بیست و هشت جنازه از زیر آوار و خاک بیرون آوردیم از زن و مرد و کودک که همه را به خاک سپردیم.

 

خاک سپاری با کمی آب شستن اموات و تهیه پارچه برای کفن و کندن قبر در خاک سنگی کوهستانی با بیل و کلنگ چه مشقتی را دربرداشت که امکان نوشتن آن نیست مخصوصا تهیه کردن چلوار و کرباس خانه به خانه گشتیم با چه زحمت های زیاد اجساد را به خاک سپردیم اینجانب علی اکبر کیانی در آن سال مسئول و سرپرست ایل فیروزجاه بودم و آسیب دیده های روستاهای هم جوار هم به اینجانب مراجعه می کردند از روستای امامزاده حسن سر حد بندپی تا بالاکوه و اطراف همه به اینجانب مراجعه داشتند و اینجانب متواتر از وضع و اوضاع منطقه به مقامات دولتی و شیر و خورشید سرخ ایران می نوشتم.

 

 

روستایی نبود که تلفات جانی و خسارت مالی نداشته باشد و عمده تلفات روستاهای ییلاقی به شرح زیر است:

 

روستای سنگچال : یکصد و چهارده نفر | روستای نشل : چهل نفر | روستای گریوده و ورزنه : بیست و دو نفر بیشترین تلفات جانی را داشتند.

 

بقیه روستا ها پنج نفر دو نفر کمتر و بیشتر تلفات جانی داشتند خسارت مالی صدی هشتاد از لحاظ ساختمانی و غیره به کلی از بین رفت و لوازم زندگی و خواروبار همه در زیر آوار و خاک از بین رفت و ساکنین با وضع پریشانی در مضیقه بودند با پیگیری های زیاد بعد از پانزده روز اکیپی از بابل به سرپرستی مرحوم حاج عباس کرباسی به ییلاق حاج شیخ موسی آمدند مقداری خواروبار قند و چای و برنج و پتو آوردند بین آسیب دیده ها تقسیم کردند و پزشکیاری را به همراه خود آوردند ، پدر آقای دکتر جمشید مسلمی بود.

 

این پزشکیار خیلی به داد مجروحین و مصدومین رسید متعاقب آن دو اکیپ دیگر بعد از یک ماه آمدند برای خرابی ساختمان ها مقداری کمک های نقدی نمودند که افاقه برای ساکنین ییلاق شده است و ییلاقات به صورت متروکه و خرابه و فراموش شده درآمده است.

 

وسیله ایاب و ذهاب به وسیله اسب و قاطر بود که به زحمت صورت میگرفت این وقایع و رویداد در زمان ما بزرگترین پیشامد در بندپی و ییلاقات بوده است و این زلزله در یشلاق هم خسارات زیادی را به بار آورد که به تدریج این خرابی مرمت گردید .

 

شرح و تفصیل این زلزله خیلی مفصل است که جانب در تاریخ و رویداد حضرت حاجی شیخ موسی رحمت الله علیه نوشته ام و در این دفتر به خلاصه آن پرداختم چون شرح کامل این زلزله خود یک دفتر کامل است.

 

 

برخی از منابع تاریخی و نوشته های روزنامه های سال ۱۳۳۶ :

 

نطقه بندپی از سه بخش عمده دشت ، جنگل و کوهستان تشکیل شده است که بخش کوهستانی آن رأس هرم بندپی را می سازد که خود به دو بخش عمده اولیا و سفلی تقسیم می گردد.

 

در بخش سفلی ییلاق شیخ موسی و انیجدان را می توان به عنوان روستای شاخص و در بخش اولیا روستاهای نشل ، گریوده و ورزنه را به عنوان روستاهای شاخص نام برد.

 

مردم روستاهای گریوده و ورزنه و نشل در فصل های سرد سال به مناطق دشت کوچ می کردند و در روستاهای امامزاده عباس،ناریوران،صورت،احمدکلا و … ساکن می شدند.در پایان فصل سرمااز مسیر گلوگاه ، سجروپه ، سماکوش محله ، اتراسول ، شیخ موسی ، نسیه و آب بندان به گریوده می رفتند و در سایه شغل کشاورزی و دامپروری از آب و هوای خوب منطقه بهره مند می شدند و در کنار هم با انس و الفت زندگی می کردند تا اینکه در سحرگاهی در روز ۱۲ تیر ۱۳۳۶ زمین به خود لرزید و خواب شیرین صبح گاهی را از چشمان مردم بالا کوه برید و این روستاهای قشنگ و با صفا در هم پیچید و زندگی شاد مردم در کشاکش زلزله ای مهیب با غم و اندوه همراه شد.

 

تا جایی که تقریبا هر خانواده ی این روستاها در غم از دست دادن عزیزی به سوگ نشست.

 

 

عمق فاجعه به حدی بود که رساندن هر چونه خبر تأسف آور برای بخشداری و فرمانداری شهر آن هم با پای پیاده و ترس از جانوران وحشی و عبور از رودخانه پر آب سجرو به خود کاری بس مشکل بوده است. حتی شاهدان عینی می گویند این زمین لرزه ۱۰۰ پس لرزه به همراه داشته است و هر گونه آسایش و آرامش را از مردم سلب کرده بود.

 

منطقه پر از گرد و غبار و پر از آه و ناله زنان و کودکان از همه جا به گوش می رسید.

 

بنا به اطلاع موثق از مرکز اطلاع رسانی وقت بیشترین خسارت های جانی و مالی را در این حادثه قریه نشل ، گریوده و ورزنه و همچنین سنگچال ، شیخ موسی و انیجدان دیده است.

 

در قریه سنگچال و توابع تلفات جانی ۱۳۳ نفر ، مجروحین ۲۶۰ نفر / تلفات احشام جمعا ۱۵۰رأس

 

اما در ییلاق بالاکوه بندپی : گریوده ، نشل ، ورزنه ، انیجدان و شیخ موسی تلفات جانی جمعا حدود ۲۲۰ نفر ، زخمی شدگان بیش از ۴۰۰ نفر و خانه هایی که با خاک یکسان شده بود بیش از ۱۳۰۰ باب و تلفات احشام از چند هزار هم متجاوز بوده است.

 

درمانگاه بندپی 

 

در همین اوضاع درمانگاه گلوگاه بندپی که درسال ۱۳۲۶ یعنی ۱۰ سال قبل از وقوع زلزله تأسیس گردیده بود ، بر اثر وقوع زلزله تخریب و کار امدادرسانی و درمانی به مجروحین مشکل شده بود و حتی دانشمندان و محققین ژاپنی ، زلزله بالاکوه بندپی به قدرت ۷٫۳ ریشتر را در ردیف زلزله های بزرگ جهان ثبت نموده اند. 

 

 

در زمانی که زمین به مانند گهواره می لرزید و دیوارهای کوچک گلی درهم می ریخت و خبر این واقعه مهم به بندپی و بابل رسید ، از روی حس همدردی شخصیت هایی برجسته از بندپی و بابل همچون آقایان نورالدین علامه زاده و حاج آقا فیروزی با کمک جمعیت هلال احمر ، ژاندار مری و تعدادی از خیرین بابل و بندپی با تجهیز چادر، پتو و مایحتاج ضروری مردم با چند دستگاه کامیون چوب کش از بابل به ایستگاه گنج افروز که آخرین ایستگاه ماشین رو بابل بود با بسیج محلی وسایل را به سمت مناطق آسیب دیده حرکت دادند.

 

 

ضمنا دلاور مردان محلی به محض وقوع حادثه و بسیج محلی به کمک آسیب دیدگان خود شتافتند که عمق فاجعه به حدی بود که جوابگوی حادثه دیدگان نبوده و مردم منطقه منتظر کمک رسانی از شهر بودند اما تیم پزشکی و امداد رسانی دربین راه ، اهانه را تقسیم نمودند و به مجروحین و زخمی شدگان کمک درمانی می نمودند.

 

 

امداد رسانان برای رسید به مناطق آسیب دیده از راه سجروپه و گذر از صخره ها و نامساعد بودن وضعیت هوا تا آخرین روستاهای نشل و گروه و ورزنه و توابع حدود ۱۴ روز به طول انجامید که به علت طولانی بودن بعد مسافت راه متأسفانه نیمی از آسیب دیدگان منطقه بالاکوه از امکانات رفاهی و درمانی بهره نبردند.

 

زمانی که زمین مانند گهواره می لرزید ، دیوارهای کوچک گلی در هم ریخت و چه افرادی که در زیر آوارها دفن شدند و چه فراوان امیدها در زیر آوارها پنهان شد و چه بسیار آبادی های کوچکی که آرامش خود را از دست داده است و چه چشمه ها و رودهایی که مسیر خود را عوض کرده است ، بازگشت همه چیز به حالت اولیه امری محال به نظر می رسد.

 

 

آری ! هیچ کمک و قدرتی نخواهد توانست سکوت ایوان های کوتاه و خانه های روستانشینان و صفای مزارع روستاهای اطراف دهکده را به حالت قبل از زمین لرزه برگرداند ، ضمنا روستای چرات که در قسمت شرقی روستاهای گریوده و ورزنه قرار داشته و از توابع منطقه سوادکوه و آلاشت بوده است ، بر اثر وقوع زلزله تلفات مالی و جانی سنگینی داشته است. 

 

 

یکی از خیرین بابل به نام آقای حسین یزدانی که چراتی الاصل بوده مبلغ ۱۰ هزار تومان به آسیب دیدگان قریه چرات کمک نموده است.

 

پس از گذشت ۱۴ روز عملیات کمک رسانی به آسیب دیدگان بالاکوه ، آقای نورالدین علامه زاده ( یا امرالله زاده ) از ساکنین بندپی و اط طایفه قاسمی تبار گریوده و سردبیر روزنامه اعتراف وقت ، پیامی به مردم بندپی و آسیب دیدگان زلزله فرستادند :

 

" از روی حس همدردی با هم بستگان مقیم بندپی و بالاکوه ناگریز به تجهیز دستی برای مداوای مجروحین و کمک به آسیب دیدگان راهی منطقه زلزله شدیم که از طریق خبرنگاران با تهیه و تنظیم خرابی ها نتایج کمک ۱۴ روزه به آسیب دیدگان را به اطلاع شما رساندم.

 

خود را موظف دانستم که همواره در کمک و مساعدت به همنوع و برادران و خواهران آسیب دیده و ماتم زده پیش قدم باشم و درود بی پایان خود را بر روان درگذشتگان این واقعه تأسف انگیز نثار کنم و تسلیت می گویم و در برقراری مراسم تسلیت شرکت نموده ام. "

 

 

حاج شیخ حسین سلیمان تبار نشلی از نویسندگان دیار سرسبز مازندران از حادثه زلزله سال ۱۳۳۶ اشعاری سروده است : 

 

به خاک نوشین بودند / همه کهان و مهان

زمین چنان لرزه شد / که ناید اندر بیان

فغان و آه و فسوس به کوه دشت و دمن / …………..

به ساعت هشت و نیم آمده ام در نشل /  به چشم خود آن زمان به گورستان محل

بدیده ام محشری همه پریشان ملل /  بگفتند نیست مگر این جزای عمل

به پیش هر ناظری جوانشان بر کفن /  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

به قلب مجروح خود پی سلیمان تبار /  رمق نشو و بنگر حوادث روزگار

راضی و تسلیم شو به امر پروردگار /  راضی و تسلیم شو به امر پروردگار

 

ادامه تصاویر : 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلــود متن کامل مقاله به صورت PDF :

 

منابع :

 

گفته های حاج علی اکبر کیانی حاجی ( رئیس ایل فیروزجاه و مسئول رسیدگی به زلزله زدگان در سال ۱۳۳۶)

صداهای موجود روی فیلم زلزله سال ۱۳۳۶

نوشته های روزنامه اعتراف (سال ۱۳۳۶)

 

گردآوری و تنظیم :

تارنمای اطلاع رسانی بخش بندپی

www.Bandpay.ir

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *