استجابت دعای مادر / روستای سنه کوه / ساری

استجابت دعای مادر / روستای سنه کوه / ساری

امروز می خواهم یک واقعیتی را برای شما تعریف کنم شاید درس آموز باشد .
چند سالی بود که با پدرمان یک راس گاو شیرده (عکس پایین)را به شراکت خریده و در سنه کوه نگهداری می کردیم.

9

دو سه شکم گوساله زاییده بود همش ماده ،تا اینکه در سال ۱۳۸۵ه.ش دوباره فحل شد و از مامور تلقیح خواستیم نژاد خوب تلقیح کند .مادرمان که بیشترین زحمت رسیدگی و دادن خوراک و علوفه به عهده شان بود در جمع خانواده می گوید خدا کنه گوساله امسالی نر باشد تا از پولش حج عمره ثبت نام کنم به شوخی همه خندیدن و من گفتم مادر فرقی نمی کنه هر چه بود بود اما مادر که ظاهرا توقع چنین حرفی رو نداشت می گه از خدا می خواهم که هم نر باشه و هم دو قلو! که یکی مال تو، یکی مال من، تا منو خانمت با هم مکه ثبت نام کنیم …خنده همه بلند شد که گاو و دو قلو می خواهی بیچاره رو بکشی …مادر افزود باشه اگه خدای من ثابت نکرد که دعای مادر مستجاب میشه هر چه میگین بگین …خلاصه تلقیح موفقیت آمیز بود و گاو حامله شد اندک اندک شکمش بزرگ و بزرگتر شد . ایستادن خیلی براش سخت بود و بیشتر می خوابید برای همین دو بار مامور تلقیح آمد معاینه کرد گفت مشکلی نیست چون نژاد خوب زدم گوساله بزرگه برای همین ایستادن براش سخته …

پس از ۹ ماه، انتظار به سر رسید و وقت زایمان شد. ساعت حدود۱۱ شب بود اخوی تماس گرفت گاو وضعیت زایمان سخت دارد و با پدر انتظار تولد گوساله را دارن پس از نیم ساعتی دوباره تماس گرفت که نگران نباش گاو زاییده اونم گوساله نر درشت و خوش هیگل … ده دقیقه ای نشد دوباره تماس گرفت که بیا حتما بیا که گاو مون زایمان دیگه داره و پای گوساله مشخص شد . باور نکردم و فکرکردم نصفه شبی می خواد حال مارو بگیره و شوخی کنه …صبح زودتر از موعد رفتم در کمال تعجب دو تا گوساله زیبا و درشت، نر و خوش رنگ و سرحال مشاهده کردم به گونه ای که هر کدام به اندازه یک ساله تک زای سالهای قبل بود …از تعجب چشمام گرد شده بود و داشتم شاخ در می آوردم . خدای را بسیار شکر کردم و اشک دور چشمم حلقه زد .استجابت دعای مادر را به عینه دیدم واقعا که …کارو خدارو …

8
همین دو گوساله پس از مدت زمانی

جالب اینجاست پس از حدود سه چهار ماهی نگهداری دیگه برایشان سخت شد از قضا وجه ثبت نامی ۴۰۰۰۰۰ تومان بود به این مبلغ وقتی خریدار اومد جمعا ۸۰۰۰۰۰ تومان فروختند و پولش را در بانک گذاشتن تا پس از چند ماهی ثبت نام بانک ملت شروع شد از قضا شد نفری ۵۰۰۰۰۰ هزار تومان و از طرفی عربستان اعلان کرد به زنان زیر ۴۰ سال بدون همراه بودن محرم ویزا نمی دهد فلذا بنده هم توفیق اجباری یافتم تا به همراه مادرو همسرم افتخار حضور و تشرف به مکه و مدینه را بیابم و حال چند روز دیگر( روز ۲۲ بهمن ۱۳۹۱)قرعه نوبت به ناممان افتاد تا تشرف یابیم…این مادر کسی نیست جز سیده صغری یوسفی سیکایی ساکن روستای سنه کوه فرزند آقا سید محسن حافظ و قاری قرآن که یک عمر پاک و وارسته زندگی کرد …

منبع:

sanekooh.ir

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *