نگاهی به جغرافیای اشکور / رودسر گیلان

نگاهی به جغرافیای اشکور / رودسر گیلان

نگاهی به جغرافیای اشــکـــــور :

اشکور به لحاظ جغرافیای گیلان از مناظق هفت گانه ی رانکوه ( بیه پیش = شرق گیلان ) یا رودسر امروزی است . رودخانه ی بزرگ پُلُرود آنرا به دو نیم تقسیم کرده است : ۱- اشکور سفلی ( جیر ولایت ) ۲- اشکور علیا ( جور ولایت ) .

* اشکور سفلی : از شمال به رانکوه جلگه ای ( شلمان و املش ) و از جنوب به رودبار قزوین و ا مغرب به سمام و از مشرق به اشکور علیا و رود خانه پلرود محدود میشود .

* اشکورعلیا : هم از شمال به جلگه رانکوه و سخت سر ( رامسر امروزی ) از جنوب به رود بار قزوین از مغرب به اشکور سفلی و از مشرق به بالا اشکور تنکابن محدود است .  


**
مناطق هفتگانه ی رانکوه  : 

   
۱- 
لنگرود ( شامل دهکده ها ومحل های اطراف آن )   ۲ – رانکوه جلگه ای( شامل مناطق پست شلمان و املش و سیاهکلرود )   ۳ –  گزافرود ( ودهکده های اطراف آن )   4 –  سمام  ( ناحیه کوهستانی جنوب املش تا عمارلو و دهکدهای کرد نشین دیلمان  تا شرق اشکور )   5 –  سیارستاق ( ناحیه کوهستانی متعلق به خان های تنکابن در دامنه کوه سماموس  از مغرب به پلرود واز مشرق به اشکور علیا۶ –  اشکور سفلی  7- اشکورعلیا ( که محدوده اشکور در بالا ذکر شده است. )   


نگاه مختصری از تاریخ اشکور ( مذهبی وسیاسی ) :

اگرچه به لحاظ تاریخی اشکور با دیگر مناطق بیه پیش گیلان نقاط مشترک تأثیر پذیری متقابل و تحولات تاریخی مشابه داشته است . . .  اما اشکور در یک نگاه ( از دیدگاه رابینو ) تماما در ناحیه ی تاریخی دیلم قرار داشته و تحت حکومت سلسله ی جستانیان بود و از نظر سیر تحولات فرهنگی و مذهبی بستگی به نوع حاکمیت های زمان خاص خودش داشته است . از اولین سادات علوی که به منطقه ی اشکور و دیلم ورود نمود شخصی بنام (( یحیی بِن عَبدُلله  علوی مَحض بِن حَسَن مثنی بِن اِمام حَسَن (ع) )) که در سال ۱۷۶.ق ضد هارون رشید قیام کرد و به سرزمین دیلم پناه آورد و گیلانیان اورا "صاحب الدیلم" لقب دادند و بظور کلی ساکنین اشکور و رانکوه در قرن سوم ( هـ.ق ) به وسیله " داعی ناصر کبیر " به اسلام گرویدند . اگرچه یک قرن بعد از آن تاریخ هم زرتشتیان در این ناحیه پراکنده بودند .

در سال ۵۹۰ هــ.ق (۱۱۹۴ م ) هنگامی که این ناحیه از مغرب اشکور (رامسر) تا ملاط به وسیله ملک هزار اسب بن شاهرخ رستم دار تسلیم فداییان اسماعیلیه گردید در این عصر مذهب زیدیه جایگزین مذهب اسلام شد ولی زمان حکومت علویان , سلسله ی امیر کیایی که مذهب زیدی تقریبا بصورت یک مذهب عمومی درآمده بود به سبب گرویدن صادقانه « سلطان خان احمد خان » والی لاهیجان ( ۹۱۴-۹۱۱ هـ.ق ) به شیعه , ساکنان اشکور به مذهب شیعه دوازده امامی روی آوردند که ابته این تغییر رویه ی مذهبی به فرمان شاه طهماسب اول صورت گرفت که خان احمد خان را به قزوین احضار نموده و وی را از تبیعت به او و شیعه اثنا عشری دعوت کرده بود .
اما در نگاه دیگر اشکور و دیلمان در عرض و کنار هم و گاهی عکس قضیه نیز بوده است . یعنی منطقه دیلم جزئی از حاکمیت اشکور بوده است . حمدالله مستوفی در نزهه القلوب چاپ ۱۳۶۲ در صفحه ۶۰ اشکور و دیلمان را در عرض و کنار هم بصورت جداگانه بکار میبرد و میگوید : « اشکور و دیلمان … ولایات بسیار است مانند عراق و جیلانات در کوهستان سخت افتاده است . » ممکن است روزگاری اشکور تابع دیلم بوده اما قدر مسلّم آن است که اشکور استقلال داشته و خود دارای حکومت جداگانه و حتی در برخی موارد عکس قضیه نیز بوده است . مثلا میر ظهیرالدین مرعشی در تاریخ گیلان و دیلمستان به مردم اشکور میگوید : « دیالمه اشکور » و این رتبه مرکزیت اشکور را نسبت به دیلم ( لااقل در سده هشتم و نهم هجری ) اثبات میکند .
اما در سده هشتم بعد اشکور در عین استقلال نسبی از توابع مرکز مهم و تاریخی شرق گیلان ( رانکوه ) بوده است . قبل از ظهور اسلام مردم اشکور زرتشتی بوده و در قرن سوم اسلام با دعوت و تبلیغ ناصر الحق معروف به اطروش و پیروان و جا نشینان او در سطح منطقه رواج یافت

قدمت و شمولیت  اشکور بر دیلم *  

مسلمات تاریخی همین نظر و نگاه را تایید می کند . در مقاله منتشر شده و تحقیق گونه از منابع تاریخی در سایت اطلاع رسانی اشکوات آمده است :

که کوهستانهای اَشکِوَر در بر گیرنده بخش کوهستانی شمال ایران از کوهستانهای املشرحیم‌آبادواجارگاهچابکسررامسر است.دیلم در قدیم به سرزمینهای شمالی ایران از گرگان تا ابتدای آذربایجان و از طرفی به قومس (دامغان) و ری ختم می شد.در گذر تاریخ به دو بخش کوهستانی و جلگه ای تقسیم گردید، قوم اشکور که بعدها دیلمیان نامیده شدند به دو قوم گیل و دیلم تقسیم گردید. در زمان ما به تمامی این سرزمینها گیلان گویند. دیلمان که تا چندی قبل روستایی بیش نبود اکنون به بخشی تبدیل شده و منطقه کوچکی می‌باشد که نام قدیم دیلمان را تداعی می‌کند و اکثر روستاهای آن در قدیم جزئی از منطقه باستانی اشکور می‌باشد بطوری که اشکور با سابقه تاریخی چند هزار ساله مقدم بر دیلمان بوده در صورتیکه دیلمان پس از روی کار آمدن سلسله آل بویه شهرت یافت. آثار زیادی از اسطوره‌ها و قلعه‌ها در اشکور بجا مانده است که نشانه هایی از تاریخ کهن این مرز و بوم می باشد. مانند بخش اشکبوس و کاموس کشانی از پهلوانان نامی ایران که در شاهنامه فردوسی بدان اشاره می نماید از شهر قدیمی کشان در روستای کلکامیس کنونی بوده و شهر درویشان در کنار کشان زادگاه منصوب به این دو پهلوان نامی ایران است. آثار قلعه کاموس بوسیله قبرگیران تقریباً از بین رفته و پیتر ولی فرانسوی چند دهه قبل از آن دیدن کرده است و می نویسد جز آثاری سفالهای رنگی در آن پیدا نکردم چون قبل از من حفاریهای زیادی در آن بعمل آمده بود. آثار لوله کشی بوسیله پوشینه‌های سفالی در شهر کشان دیده میشود.اکنون به غلط روستاییان آن را به کیکاووس نسبت میدهند(که درست نیست). اسطوره دیگری در باره حکومت پادشاهی بنام لیون در روستای باستانی لیما اشکور علیا دارد و نیز وجود قلعه فریدون در این سرزمین نیز اسطورها و داستانهای بسیار کهن و بطور کلی فرهنگ غنی سرزمین اشکور حکایت می کند.

هم اکنون روستایی بنام اشکور در ده کیلومتری شرق شهرستان شهربابک در استان کرمان وجود دارد که مردمان ان اسماعیلیه یا همان پیروان حسن صباح هستند که روزگاری در الموت و البته دیلمان و دژهای بیشمار ان دیار بر سرزمینهای دوردست حکم میراندند. بعید نیست که پیروان ان نیکمرد پس از حمله وحشیانه هولاکو خان مغول انهایئ که از حمله مغول جان سالم بدر بردند بعدها در حوالی شهربابک سر برون اوردند و بیاد سرزمینهای مادریاشان نام اشکور را بر محل سکونت جدیدشان انتخاب نمودند. -البته روستای اشکور شهربابک eshkur نامیده میشود در حالی که اشکور واقع در گیلان eshkevar نامیده میشود که این تلفظ ناشی از تغییر آوایی کلمات است.

 

منبع:
soorchan.blogfa.com/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *