روستای دیزج خلیل علیا / شبستر / آذربایجان شرق

روستای دیزج خلیل علیا
شهرستان شبستر / استان آذربایجان شرقی

dizaj1339.blogfa.com
www.dizajkhalil.loxblog.com/

وجه تسمیه دیزج خلیل:

   دیزج معرب دیز یا دیزه ‌است که در منابع معتبر دو معنی متفاوت برای آن ذکر شده‌است. نخست به معنی رنگ یا رنگ خاکستری و اسب خاکستری رنگ و در معنای دیگر بمعنی دیزک یا همان دژک به معنی دژ و قلعه است.    روستاهای زیادی به نام دیزَج در ایران وجود دارند. واژه دیزج عربی‌شده دژک فارسی به معنای دژ کوچک است. که بعضی معانی سخیف و بدون مدرک مستدل نیز بر آن نوشته اند که جای تامل دارد.

تاریخچه و جفرافیا:

بخش مرکزی شهرستان شبستر طبق امارهای منتشره شامل بیست و پنج آبادی است و یکی از روستاهای این بخش روستای دیزج خلیل است که در مسیر جاده تبریز – شبستر و حدود دو کیلومتری جنوب شرقی شهر شبستر قرار گرفته این روستا محدود است از طرف شمال غربی به شهر شبستر و از شمال شرقی روستای نوجه ده و از جنوب به شهر وایقان و باتلاقهای دریاچه ارومیه و از مغرب به روستای شنگل آباد و از مشرق به قلعه حسن آباد و مختصّات جغرافیائی آن عبارت است از سی و هشت درجه و نه دقیقه عرض شمالی و چهل و پنج درجه و چهل و سه دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ  وارتفاع از سطح دریای آزادهزارو چهرصد و چهل پنج متر.

وجود کاریز(چشمه آب) و حمام (صاحب نظران معتقد به قدمت بیش از سی ساله ساله آن هستند)مسجد قدیمی  دال بر مسکونی و اجتماعی بودن این روستا است چنانچه سنگ نوشته  کشف شده در سال هزارو سیصد و هفتاد و یک شمسی ( هنگام تعمیر کاریز روستا کشف و تحویل میراث فرهنگی شبستر شده ) مورد مطالعه و تاریخ یابی شود می تواند در شناسایی تاریخ روستا موثر باشد. این روستا یکی از هفت روستای همجوار همدیگر است که از قدیم الایام زندگی مسالمت آمیزی با هم داشتند. سایر روستا های  همجوار عبارتند ازمحله دیزه –محله پائین – میریلو محله وسط و گرگان و محله غیبلو .

.روستای دیزج خلیل علیا در دوره قاجاریه تحت مالکیت محمدعلی میرزا فرزند مظفرالدین شاه بود .وچندین مرحله در این روستا اقامت نموده (منزل حاج قربانعلی واقع در نزدیکی حمام روستا). سرتیپ افخمی از وراّث محمدعلیشاه روستا را خرید اری و در سال هزار و سیصد و چهارده شمسی به مهدی ابراهیمی دریانی ششدانگ عرصه روستا را فروخته و در تاریخ هزار و سی صد سی و دو اهالی روستا آقایان علی اصغر سرتیپ زاده و سید احمد گلشنی را وکالت دادند که عرصه روستا را از مالک خریداری نماید و آن دو نفر هم پس از خرید ، روستا را به صاحبان املاک و ساکنین روستا فروختند و از آن ببعد ساکنین روستای دیزج خلیل مالک عرصه و اعیانی املاک خود شدند.لازم به توضیح است که قوانین جدید حکومتی از عوامل موثر برگشت روستا به دست روستاییان بود.

 .از قدیم الایام ساکنین این روستا جهت کسب و کار به باکو و ترکیه و تفلیس و قفقاز مهاجرت و مسافرت می کردند و بر اساس این تردد ها با فرهنگ و آداب و رسوم آنان آشنائی پیدا کرده و در لباس پوشیدن و غذا خوردن و خانه و اطاق ساختن در روستا اثراتی مشهود است..

 زندگی اقتصادی و امرار و معاش مردم این روستا را درگذشته از راه پرورش کرم ابریشم،سبد بافی،کوزه گری، شال بافی کشاورزی شامل زراعت ، باغداری و دامپروری می گذشت در حال حاضر زندگی و امرار و معاش ساکنین این روستا علاوه بر کشاورزی و باغداری و دامپروری از راه تجارت و و سایر خدمات مرتفع می شود و صدها نفر نیز در مشاغل ارزشمتد  دولتی و سایر خدمات مشغول بکارند .

مطالب مرتبط

۴ دیدگاه‌

  1. ناشناس گفت:

    مراسم تدفین در روستای دیزج خلیل علیا
    مرگ بر هر آفریده ای از جمله برای هرانسانی وجود دارد. در گذشته وقتی فردی از خانواده رحلت می نمود همسایگان و فامیل در مرخله نخست اقدام به روبه قبله کردن مرده ، دلداری صاحب عزا ، تهیه امکانات شتسشوی میت در حیاط خانه می کردند و غسال یا غساله ای دعوت ، مرده شستشو و تکفین می شد. آوردن تابوت چوبی بزرگی که در قبرستان یا در مسجد بودبرای انتقال میت به محل دفن به عهده دوستان و آشنایان بود. .
    همزمان با تغسیل ، دو نفر از مردان محلی با دریافت هزینه مشغول کندن قبر می شدند ، بعدا بنا به درخواست مرحوم تقی نجاتی (تقی عمواوغلی) کندن قبر به صورت عمومی و با همکاری همه جوانان انجام شد وهنوز آن روش باقی است . درسال های ۱۲۸۴شمسی(۱۲۴۶ هجری-۱۸۶۷ میلادی) معروف به سال های قحطی و طاعون به دلیل عدم بارش سه ساله باران وناکار آمدی دولت مرکزی مرگ و میردر کل کشور به حد غیر قابل تصور می رسد((( شرح کامل را جداگانه خواهم آورد))) ،مردم روستا تعداد ۲ باب سردابه ( سرخانه زیر زمینی ) در سمت شمال غربی قبرستان برای دفن دسته جمعی اموات ساختند تا مردگان را در آنها دفن نمایند و تا این اواخر سالم بودند ولی جدیدا آنها را با لودر و تراکتور از بین بردند.
    با گذشت زمان غسال خانه ای هم در کنار گورستان ساخته شد خلاصه بر اساس احادیث و روایات اسلامی بعد از تغسیل ، نماز میت ،تلقین ،میت دفن می شد .صاحب عزاو همراهان خانه یا مسجد راهنمایی می گردید. در مراسمات ( شام غریبان، عصرگاهی، صبح مزار، شب سوم ، هفتم ، چهلم و سالگرد بیشتر قران قرایت می شد (مداحی دربین مردان تقریبا وجود نداشت ولی دربین زنان ، هروارد شونده اشعاری را در تعزیت با نام اوخشاما می خواند. احسان برای اموات نیز عبارت بود از آش ، آبگوشت با دارچین ،حلوا و چایی.
    امروزه قسمت اعظم گورستان محل تبدیل به زمین فوتبال و والیبال و قسمتی نیز در حال تبدیل شدن به پارک کوجکی است تنها محوطه سمت شرقی مورد استفاده قرار می گیرد.
    بیگون یولوم دوشدی مزارستانا ایله حس ایلدیم دوران یاتبدی
    گوردیم انسانلار سسیزصداسیز بیلدیم دن قورتاریب درمان باتیبدی
    در ایام سرد منقل های فلزی با زغال واخگر آماده، جلو هر چند نفر گذاشته می شد تا گرمای محیط مسجد تنظیم گردد.(مثل هرکس آتش را به سمت خود می کشد) . ایام اعیاد مذهبی تحت عنوان تسلیت مجدد به خانواده متوفی سرکشی می کردند. چهلم یا سالگرد اقدام به تهیه سنگ مزار از سنگ های رسوبی می شد که بر روی آن علامت هایی که نشانگر شغل مرحوم یا مرحومه باشد حک می کردند مانند تیشه ، قیچی ، … وبه نوشتن بنت فلانی یا ابن فلانی بسنده می شد ولی با گذشت زمان روی قبرها را با سیمان و سنگ قبر های گران قیمت پوشاندند.
    اکثر زنان بعد از فوت همسرانشان به عنوان احساس مسئولیت در برابر آینده فرزندان وهمچنین پایبندی به همسرشان از ازدواج سر باز می زدندحتی از استماع رادیو پرهیز می کردند. ولی برای عفت عمومی و سلامت اخلاقی ،موضوع صیغه موقت نیز مرسوم بود.

    • ناشناس گفت:

      مدیر محترم سایت ، ارسال توسط مدیر وبلاک آدرسhttp://dizajkhalil.loxblog.com/ ارسال شده که بدلیل فراموشی رمز ورود از این طریق اقدام نموده است.
      با تشکر از مدیر و گردانندگان سایت روستا های ایران
      (بیک بابا)

  2. ناشناس گفت:

    مدرسه در روستا
    از سال ها دور مردانی بزرگ، کلاس های آموزش قران و مکتبداری خانگی برای پسران را اداره و خانم مومنه ای بنام ملک بهجت ( ملا ملک جده مادری آقای بهجت دیزجی) نیز به دختران تدریس علوم دینیه می نمود.مکتبداری رسمی در سال هزار و سیصد و یازده توسط میرزا عبداله ذاکر در محل شروع به فعالیت می کند.
    اولین دبستان که به سبک امروزی در روستای دیزج خلیل علیا تأسیس شده دبستان مینو ست .
    زمین آن در سال هزار و سی صد و نوزده خریداری و به اداره فرهنگ وقف و ً در سال هزار و سیصد و بیست و چهار شمسی ساختمان دبستان احداث می گردد. دبستان دخترانه پروین در سال هزار و سیصد و سی با همت مردمی محله پایین در محله خودشان ساخته می شود. در سال هزار و سیصد وپنجاه با توجه به آمار جمعیتی و نیاز منطقه و همچنین علم دوستی مردم ، منجر به ساخت دبیرستان رضا خورشیدی (در آوایل تاسیس مختلط بود) بوسیله رضا خورشید بنا ودر سال هزار و سیصد و پنجاه ونه دبیرستان و مدرسه راهنمائی دخترانه نیز در این روستا کلنگ زنی و افتتاح شد . وجود این مدارس عامل ارتقاء علمی فرزندان روستا بود. در حال حاضر تعداد کثیری ازتحصیل کردگان در سطوع عالی علمی فعالیت می کنند .تعداد زیادی از معلمین و مدرسین این مدارس چهره در خاک کشیده اند که رحمت و رضوان خداوندی بر آنان باد وبرای معلمین در قید حیات که درواقع از برکات خداوندی هستند و احترامشان بر همه واجب ، آرزوی توفیقات روز افزون و عمر با برکت آزرو داریم. جا دارد از مکتبداران مذکر و مونث و طبیبان سنتی محلی نیز با آرزوی غفران یادی کرده باشیم.متاسفانه امروزه به دلیل مهاجرت های بیش از اندازه تمام سطوح تحصیلی در حال تعطیل هستند.

  3. ناشناس گفت:

    مسجد روستا
    نام اصلی مسجد، مسجد خلیللو با طول و عرض و ارتفاع۱۹۶۰متر در ۱۴/۲۵متر و۶متر( مجموعا ۱۶۷۵/۸۰ مترمربع است.بنا به سقف نوشته ها یکی از مرتمت ها یا کسترش آن مربوط به سال ۱۲۴۰ هجری قمری است و تا کنون ۵ بار تحت مرمت قرار گرفته است بنا به چوب نوشته های سقفی ،اخرین مرمت آن سال ۱۳۰۷ شمسی به دست استاد کربلایی رستم بن کربلایی صادق انجام شده .متن نوشته:(کسی که رنجیده درست کردن مشگل است چون شکست پیوند کردن مشگل است. تجدیدکربلایی رستم بن کربلایی صادق دیزج خلیلی سنه ۱۳۰۷).
    تاریخ ساخت مسجد مستطیل شکل این روستا که برروی شانزده ستون عمودی و چهار تیر افقی عظیم الجثه بنا شده به صورت دقیق مشخص نیست ولیکن نوشته های بدست آمده از چوب های زیر سقفی حاکی از اتمام آن در هزارودویست و چهل هجری قمری مصادف با حکومت فتح علی شاه قاجار ثبت شده که با توجه به حکایات پیرمردان و پیر زنان در گذشته ، این تاریخ به احتمال تاریخ گسترش و بازسازی اول این مسجد باشد.محراب و نقاشی ها و نوشته جات زیبای اطراف آن به خط ثلث و ریحانی است وعده ای معتقد به کوفی بودن خطوط اولیه هستند که به مرور زمان نقطه گذاری شده اند.
    ساکنین روستای دیزج خلیل علیااز گذشته های دور مسلمان و شعیه مذهب هستند و هیچ ادعایی بر رد این موضوع نبوده هر چند که مهاجرانی از سایر مناطق در این روستا از گذشته دور ساکن شده اند. این روستا دارای دو مسجد بزرگ و کوچک (بالا مسجد که بیاد شهید زنده دل بازسازی شده)است که در مراسمات مذهبی مورد بهره برداری قرار می گیرد.
    آنچه که در بین سالخوردگان سینه به سینه منتقل شده حاکی است که در زمان ساخت مسجد به دلیل بزرگی وپروژه و طولانی شدن ساخت و همزمانی با زمان داشت و برداشت محصول ، سرعت ساخت و ساز کاهش می یابد ولی زنان روستا با هماهنگی هم با مرادنشان صحبت می کنند تا شبها مردی از خانه خارج نشود وخانم های متدین روستا شبها اقدام به دپو کردن خشت های خشگ شده در کنار دیوار مسجد نموده و شبانه خشت های تازه تهیه و ملات کاررا نیز آماده می نمودند تا صبح مردان با سرعت بیشتری به ساخت و ساز بپردازند. در مورد تیرهای افقی بلند که باربر سایر تیرهای چوبی هستند از تور و گونی های کاه به صورت پلکانی و شیب دار استفاده شده تا تیرها بدون خطر بر روی دیوار ها قرار گیرند.
    منبع: http://dizajkhalil.loxblog.com/ نویسنده و ارسال کننده بیک بابا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *